محمد شريف خان دهلوى

6

تأليف شريفى ( فارسى )

نون يعنى نمكين و شور و لطيف و مشتهى و هاضم است و برابر به آسانى برارد و مولد گفتار صفرا و بارد و كاهنده قوت ياه و نرم سازنده اجسام سخت است و درد چشم و فساد خون در امراض صفراوى و ثبور لولد كند چهارم كهت بفتح كاف و سكون فناء فوقانى هندى يعنى تلخ و تيز سبك است صفرا و باد افزايد و كاهنده شير زنان و فربهى ابدان و افراط آن و هم و انديشه فساد خون و خشكى لب و سوزش اعضا بهم رساند پنجم تكث و بكسر تاء فوقانى و سكون كاف و ماء فوقانى ثانى يعنى تلخ و تند كه اطباء يونان حريف گويند سرده خشك و سبك است و تشنگى و بيهوشى و تپ صفراوى و بلغم بنشاند و افزاينده يا و اشتهار طعام و شير زنان و حيوانات لطيف سازد و افراط آن درد سر و سختى گلو و انديشه و ترس بهم رساند ششم گليارى بفتح هر دو كاف و هارو الف وراء مهمله و ياء تحتانى يعنى ز محنت كه آن را عفص گويند خشك و ياد افرانست و اتار مال جراحات نمايد و حبلس اسهال كند و افراط آن نفح شكم و در دل و جگر پيدا كند و معنى رساين كيميا بدن است و آن مخصوص بادويه و تراكيبى است كه باعث حفظ صحت طول عمر و تقويت قوى و اعضاء رئيسه گردد و نيز از ان ادويه كه در معالجه اكثر امراض به كار آيد اطلاق مىكنند و هر دو را در مبحث حرف او نوشته شد و اقسام او را نيز آنجا بيان ساخته و تحقيق ؟ ؟ ؟ اقاسم در مبحث حروف آنها بيان كرده‌ايد و آنكه نوشته شد كه فلان دواء هندى در فارسى فلان دواءست مثل آنكه يكهان بيد ؟ ؟ ؟ در افق ؟ ؟ ؟ اغره است و لا در اكثر تتخالف يافته مىشود باب الالف فصل الالف آنب به مد همزه و خفاء نون باء موحده و انبه باضافه هاء و حذف نيز آمده در اكثر